شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

دنیای وارکرافت – جلد سوم

روز بعد ریگار که قصد دارد یک تارن را جایگزین والیرا کند، به تاندربلاف (پایتخت تارن‌ها) عازم می‌شود و لوگوش و برول را با خود می‌برد. برول به والیرا قول می‌دهد که برای آزاد کردن او خواهند آمد. ولی والیرا فکر می‌کند که بیشتر احتمال دارد خودش فرار کند و برای نجات دادن آن دو بیاید. حین سفر با بالن، برول به لوگوش می‌گوید که در تاندربلاف چشمه‌های جوشانی وجود دارد که در آنجا از مردگان پیام دریافت می‌شود و شاید رفتن به آنجا کمک کند که حافظه لوگوش برگردد. برول همچنین می‌گوید که دختری داشته و والیرا باعث می‌شود که به یاد او بیافتد…

در این بین مرد نقابداری که لوگوش را در مسابقات دیده و گذشته او را می‌داند، پیش شخص دیگری (یک زن) می‌رود تا خبر زنده بودن لوگوش را بدهد. زن به یکی دیگر از افرادش می‌گوید که مرد نقابدار را بکشد (تا خبر پخش نشود) و بعد پیامی را به صنف آدمکش‌ها برساند. در تاندربلاف، ماگاتا از ریگار استقبال می‌کند و به آن‌ها می‌گوید رفتن به چشمه‌های رویا خطرناک است، چون یک عنصری غار آنجا اقامت گزیده و حتی نامرده‌ها از ورود به آنجا می‌ترسند. لوگوش و برول به هر حال منصرف نمی‌شوند. از طرف دیگر، والیرا در اولین فرصت با یک شیر پرنده (بریستل‌فر) می‌گریزد و به تاندربلاف می‌رود. موقع غروب لوگوش و برول به غار محل چشمه‌ها می‌روند. لوگوش خاطره‌ای از همسرش را به یاد می‌آورد که به او می‌گوید ملت و پسرش به او نیاز دارند. اما ادامه رویا با رسیدن عنصری قطع می‌شود. لوگوش آن را شکست می‌دهد. بعد به برول می‌گوید که دیگر پیش ریگار نمی‌ماند، چون ملت و پسری دارد که محتاج او هستند. ماگاتا از آن‌ها به خاطر نابود کردن عنصری تشکر می‌کند و یک پر به آن‌ها می‌دهد. برول مورد مصرف پر را می‌داند؛ با آن یک هیپوگریف صدا می‌کند و می‌گریزند.


دانلود جلد سوم دنیای وارکرافت به زبان انگلیسی

فید : برای آگاهی از مطالب جدید باشگاه  به رایگان عضو فید باشگاه بشوید .

۷ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. شهریار می‌گه:

    می گم این سایت چرا کامنت اینا نداره؟
    یکم تبلیغات سایتو گسترده کنید و تبادل لینک کنید که بازدید بره الا همه نظر بترکونن!
    تبادل لینک که فقط مال بلاگ نیس :mrgreen:

  2. farzam می‌گه:

    ترجمه ترجمه :roll:

  3. usef می‌گه:

    پسورد می خواد.پسوردش چیه؟لطفا

دیدگاه خود را به ما بگویید.