ماجراهای زاکومی – قسمت چهاردهم

ماجراهای زاکومی - قسمت چهاردهم

پ.ن : نمیشد حالا از اون کلمات آفریقایی استفاده نمیشد ۲ ساعت من رو بزارن سر کار ؟ :evil:

VN:R_U [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

۴ نظر برای این مطلب

  1. سلام رضا جان خوبی ! به به عجب وبلاگی داری ها من که خیلی باهاش حال کردم ;-) ! مخصوصا این ماجرای مصور زاکومی خیلی باحاله از قسمت اولش تا اینجا که اماده کردی پشت سرم هم نشستم خوندم خیلی باحال بود دستت درد نکنه ادامش هم بده من که خیلی مشتاقم بفهمم چی می شه :grin: همین الان فیدتو با ایمیلم خوردم ! راستی به منم یه سر بزن خوشحال می شم باهات اشنا شم

    VA:F [1.9.13_1145]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  2. سلام . خیلی ممنون لطف داری شما.
    زاکومی هم ادامه اش میدم تا آخر
    خوشحال شدم از آشناییتون

    VN:F [1.9.13_1145]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  3. دمت گرم . سر نزدی پیش ما ها :grin:

    VA:F [1.9.13_1145]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  4. سر زدم . فید هم اضافه کردم ولی خب هنوز سایتتون نطلبیده که کامنت بدم :grin:

    VN:F [1.9.13_1145]
    Rating: 0 (from 0 votes)

یک نظر بگذارید