دنیای وارکرافت – جلد هفتم
این بار سه قهرمان ما از راه دریا به استورمویند سفر میکنند. ناگاها با دیدن کشتی خصوصی لیدی جینا به قصد تصاحب گنج یا اسیر گرفتن شخصی مهم، به آنها حمله میکنند.
این بار سه قهرمان ما از راه دریا به استورمویند سفر میکنند. ناگاها با دیدن کشتی خصوصی لیدی جینا به قصد تصاحب گنج یا اسیر گرفتن شخصی مهم، به آنها حمله میکنند.
در تلدراسیل، فاندرال از قصد برول برای آزاد کردن والیرا از بردگی و کمک به لوگوش برای به دست آوردن خاطراتش آگاه میشود. فاندرال میگوید بهتر است در مدتی که برول به دوستانش کمک میکند، مجسمه پیش او بماند. لوگوش به فاندرال شک دارد، اما برول اعتماد میکند و مجسمه را تحویل میدهد…
نزدیک جنگلِ فربلاگها، هارپیها به لوگوش و برول حمله میکنند. بعد فرود اجباری، فربلاگها به هارپیها حمله میکنند و آنها را فراری میدهند. برول به فربلاگها میگوید که دنبال مجسمهای شبیه به یک اژدها آمدهاند. فربلاگها، مجسمه را گنج خودشان میدانند و با خشم به برول و لوگوش حمله میکنند.
بعد نبرد در هوا با نگهبانان ریگار، لوگوش و برول میبینند که هیپوگریفشان (شارپتلون) زخمی شده است. تصمیم میگیرند که فعلا به جای رفتن به دنبال والیرا (که از فرارش خبر ندارند) به وارسانگ گولچ بروند، چون نزدیک است و خویشاوندهای برول آنجا هستند. والیرا که کمی دیر به تاندربلاف رسیده و فرار دوستانش را [...]
روز بعد ریگار که قصد دارد یک تارن را جایگزین والیرا کند، به تاندربلاف (پایتخت تارنها) عازم میشود و لوگوش و برول را با خود میبرد. برول به والیرا قول میدهد که برای آزاد کردن او خواهند آمد. ولی والیرا فکر میکند که بیشتر احتمال دارد خودش فرار کند و برای نجات دادن آن دو [...]
انسان که تنها عضو زخمی نشده تیم است، به راحتی ارک غول پیکر را نیز میکشد. والیرا به برول میگوید که چون از دست او عصبانی بوده، کمی قبل از شروع نبرد انرژی او را مکیده است (از تواناییهای الفهای خون) و خوشحال است که برول صدمه جدی ندیده است. در این بین ریگار از [...]
یک گروه ارک به رهبری ریگار در دوروتار (که وطن ارکها در ساحل شرقی کالیمدور است) برای رسیدن به ارگریمار سفر میکردند. سر راهشان به انسانی برخوردند که با یک کروکولیسک (نوعی کروکودیل بزرگ) برای حفظ جانش میجنگید. دو ارک سر اینکه چه کسی خواهد برد شرطبندی میکردند که ریگار برای اطلاع از اینکه چه میکنند