شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

همانطور که قبلا قول داده بودیم مانگای فارسی دفترچه مرگ رو دوباره منتشر کنیم . در ادامه مطلب شما میتوانید قسمت های ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۳ ، ۱۴ و ۱۵ ( با ترجمه دوستانمان در دنیای انیمه ) و قسمت هشتم که جا مانده بود رو با ترجمه پارک انیمه ( خودمون دیگه ) [...]

با سلام خدمت تمامی دوستان باشگاه کمیک و مانگا . لازم دونستم این پست رو بنویسم و چند مورد رو متذکر بشم .اول از همه در مورد خراب شدن لینک ها . هر لحظه ممکنه مشکلاتی برای هاست پیش بیاد و دانلود ها رو دچار اشکال بکنه . و اولین کسی که متوجه میشه شمایی [...]

با سلام خدمت شما دوستان عزیز باشگاه کمیک و مانگا . امیدوارم عید خوب و خوشی را سپری کرده باشید . قبل از معرفی هدیه هفتم لازم میدونم که یک عذرخواهی از همه شما دوستان عزیز بکنم . ما قرار داشتیم که هر روز یک هدیه به شما عزیزان بدیم . که خب مشکلاتی ( [...]

خب دوستان سلام مجدد خدمت شما . چهارمین هدیه باشگاه به شما گالری عکس های وان پیس است . شما از اینجا میتونید این گالری رو ببینید . البته فعلا فقط عکس هایی از پنج شخصیت اصلی رو قرار دادیم اما به مرور این گالری رو آپدیت خواهیم کرد . در ایجاد این گالری جا [...]

اون قدیمها مترجم رسمی مرورگر اینترنت Maxthon بودم، این مرورگر توسط یه گروه چینی نوشته شده و از موتور اینترنت اکسپلورر استفاده میکنه. بگذریم، این بحث ما نیست، اونروزها با اون گروه چینی خیلی دوست بودم، تا حدی که اونا موقع شروع سال جدیدشون برام کارت پستالی که خودشون درست کرده بودن، فرستادن، منم براشون [...]

بایگانی برای دسته "زبان اصلی"

دنیای وارکرافت – جلد دوازدهم

بدون نظر

دنیای وارکرافت جلد 11

لوگوش، برول و والیرا به همراه تارگاس و ویندسور به استورم‌ویند وارد می‌شوند. لوگوش تصمیم گرفته که به طور آشکار وارد قصر شود تا کسی که جای او را غصب کرده، وادار به عکس‌العمل شود. (ادامه…)


دنیای وارکرافت – جلد یازدهم

۴ نظر

دنیای وارکرافت جلد 11

قهرمانان ما به همراه پادشاه مگنی وارد آیرن‌فورج می‌شوند. والیرا خنجری جادویی را در دست یک انسان می‌بیند و متوجه می‌شود که قصد کشتن لوگوش را دارد. از عقب به انسان حمله می‌کند و معلوم می‌شود که او در واقع یک اژدهای سیاه است (ادامه…)


دنیای وارکرافت – جلد دهم

بدون نظر

یک گروه از دورف‌های دارک آیرن در ادامه راه به قهرمانان ما حمله می‌کنند. از آن‌ها یک نفر را برای بازجویی زنده نگه می‌دارند. اسیرشان به آن‌ها می‌گوید که دارک آیرن‌ها پل تاندول را از متحدین گرفته‌اند و برادر تارگاس(جالمار) را اسیر کرده‌اند. (ادامه…)


دنیای وارکرافت – جلد نهم

۱ نظر

زنی که دفعهٔ قبل کسی را برای کشتن لوگوش استخدام کرده بود، باز مقدار زیادی پول به شخصی به نام وندلین سول‌فایر می‌دهد تا لوگوش را بکشد. وندلین می‌داند که زن واقعاً چه کسی است و زن اخطار می‌دهد که در صورت شکست، چهرهٔ واقعی خودش را به او نشان خواهد داد. با توجه به اینکه دشمنان لوگوش از زنده بودن او خبر دارند و می‌خواهند او را بکشند، تارگاس راه زمینی را به لوگوش پیشنهاد می‌کند… (ادامه…)


دنیای وارکرافت – جلد هشتم

۵ نظر

این بار داستان در استورم‌ویند شروع می‌شود. مردم آمادهٔ استقبال از پادشاه واریان هستند که اسیر بوده و آزادیش خریداری شده است. در غیبتش بولوار فاردراگون و لیدی کاترنا حاکمین واقعی بوده‌اند. (وقتی پادشاه وارد می‌شود، ما خواننده‌ها می‌بینیم که به جز زخم روی صورت، لوگوش کاملاً به پادشاه شباهت دارد). پادشاه تازه وارد، به امور مملکت بی‌اعتنا است و وقت گذراندن با لیدی کاترنا را ترجیح می‌دهد. پسرش متوجه تغییر رفتار او می‌شود. (ادامه…)


دنیای وارکرافت – جلد هفتم

۱ نظر

این بار سه قهرمان ما از راه دریا به استورم‌ویند سفر می‌کنند. ناگاها با دیدن کشتی خصوصی لیدی جینا به قصد تصاحب گنج یا اسیر گرفتن شخصی مهم، به آن‌ها حمله می‌کنند. (ادامه…)


دنیای وارکرافت – جلد ششم

بدون نظر

در تلدراسیل، فاندرال از قصد برول برای آزاد کردن والیرا از بردگی و کمک به لوگوش برای به دست آوردن خاطراتش آگاه می‌شود. فاندرال می‌گوید بهتر است در مدتی که برول به دوستانش کمک می‌کند، مجسمه پیش او بماند. لوگوش به فاندرال شک دارد، اما برول اعتماد می‌کند و مجسمه را تحویل می‌دهد… (ادامه…)


دنیای وارکرافت – جلد پنجم

۲ نظر

نزدیک جنگلِ فربلاگ‌ها، هارپی‌ها به لوگوش و برول حمله می‌کنند. بعد فرود اجباری، فربلاگ‌ها به هارپی‌ها حمله می‌کنند و آن‌ها را فراری می‌دهند. برول به فربلاگ‌ها می‌گوید که دنبال مجسمه‌ای شبیه به یک اژدها آمده‌اند. فربلاگ‌ها، مجسمه را گنج خودشان می‌دانند و با خشم به برول و لوگوش حمله می‌کنند. (ادامه…)


دنیای وارکرافت – جلد چهارم

بدون نظر

بعد نبرد در هوا با نگهبانان ریگار، لوگوش و برول می‌بینند که هیپوگریفشان (شارپ‌تلون) زخمی شده است. تصمیم می‌گیرند که فعلا به جای رفتن به دنبال والیرا (که از فرارش خبر ندارند) به وارسانگ گولچ بروند، چون نزدیک است و خویشاوندهای برول آنجا هستند. والیرا که کمی دیر به تاندربلاف رسیده و فرار دوستانش را دیده، ورود یک آدمکش سوار بر یک گریفون را می‌بیند و می‌شنود که به دنبال لوگوش است. صبح روز بعد، برول و لوگوش به جنگل اشین‌ویل می‌رسند که وطن الف‌های شب است. ارک‌ها اکنون برای ساختن وطن جدید خود در دوروتار، مقدار زیادی از درخت‌ها را قطع کرده‌اند… (ادامه…)


دنیای وارکرافت – جلد سوم

۷ نظر

روز بعد ریگار که قصد دارد یک تارن را جایگزین والیرا کند، به تاندربلاف (پایتخت تارن‌ها) عازم می‌شود و لوگوش و برول را با خود می‌برد. برول به والیرا قول می‌دهد که برای آزاد کردن او خواهند آمد. ولی والیرا فکر می‌کند که بیشتر احتمال دارد خودش فرار کند و برای نجات دادن آن دو بیاید. حین سفر با بالن، برول به لوگوش می‌گوید که در تاندربلاف چشمه‌های جوشانی وجود دارد که در آنجا از مردگان پیام دریافت می‌شود و شاید رفتن به آنجا کمک کند که حافظه لوگوش برگردد. برول همچنین می‌گوید که دختری داشته و والیرا باعث می‌شود که به یاد او بیافتد… (ادامه…)